حسن سيد اشرفى
876
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
نمىتواند هم نماز ظهر و هم نماز جمعه واجب باشد . در اينجا نيازى به اعاده و قضاء نيست . « 1 » 715 - آيا فرقى بين عمل به مأمور به به واسطهء قطع و عمل به مأمور به به واسطهء اماره و اصول در مجزى بودن و نبودن بعد از كشف خلاف هست يا خير ؟ ( لا ينبغى توهّم . . . من ان يخفى ) ج : مىفرمايد : در وقتى كه قطع به يك مأمور به و واجبى شده و براساس آن عمل شود و بعد از آن كشف خلاف شود شايسته نيست كه حتى توهّم اجزاء شود « 2 » مبنى بر اينكه چون عمل بر خلاف مأمور به واقعى ، مستند به قطع بوده است بعد از كشف خلاف ، مجزى
--> - باب سببيّت يا كشف خلاف معنا ندارد و يا مصلحت مفوّته ، به اندازهاش يا بيشتر جبران شده است . بنابراين ، دليلى براى اعاده و قضاء نبوده و نظر مصنّف مبنى بر عدم اجزاء صحيح نمىباشد . علاوه آنكه گفته شد : هيچ فرقى بين مجزى بودن اوامر اضطرارى با اوامر ظاهريّه اعمّ از امارات و اصول و نيز اعمّ از جارى در موضوعات و احكام نبوده و اتيان مأمور به هريك از اوامر اضطراريّه و ظاهريّه مجزى مىباشند . ( 1 ) - مثلا اجماع قائم شود كه در عصر غيبت تنها يكى از دو نماز يعنى يا ظهر و يا جمعه در روز جمعه واجب بوده و هر دو باهم نمىتواند واجب باشد تا گفته شود ، يك واجب را كه مؤدّاى اماره بوده يعنى واجب ظاهرى را انجام داده و واجب واقعى باقيمانده است و پس از كشف خلاف بايد اعاده يا قضاء شود . بنابراين ، وقتى اجماع باشد كه يك نماز فقط واجب است براساس سببيّت ، نماز واجب ، عبارت از جمعه بوده كه اتيان شده و اعاده و قضاء لازم نيست . ( 2 ) - يعنى اينطور نيست كه اگر عمل بر خلاف واقع به دليل قطع به خلاف باشد مثل اينكه قطع پيدا شود كه فرقى بين حضر و سفر نيست و در هر دو حالت ، نماز تمام ، واجب است و يا مثلا خانمى فكر كند و قطع داشته باشد كه در هنگام خلوت و تنهايى ، پوشانيدن موهايش در نماز واجب نيست و مدتها نمازشان را به اين نحو بخواند ولى بعدا كشف خلاف شد كه در سفر بايد نماز قصر خواند و خانم هم بايد نمازش را با پوشاندن موهايش مىخواند ، نمىتوان گفت ؛ اين عمل مجزى است چون با قطع خوانده است .